نوجوانی که این بازی را طی چند روز و حتی چند ماه تمام میکند، یا باید
اعصابی از فولاد داشته باشد یا ذهنی کاملا فروریخته که چنین فضایی را
میتواند در مدت زمانی طولانی تحمل کند
دنیایی حاصل از رنج و درد دختری، جهانی موازی در ذهن کودکانمان خلق میکند؛
دنیایی که وحشت و درد، جزء لاینفک آن است و کودکانمان را به پوچی
میکشاند؛ دنیایی که خدایش برساخته اذهانی دردکشیده و قلبهایی مالامال از
نفرت است.

بازی رایانه ای مخرب
دنیایی خشن و پر تألم که هر لحظه، سرگشتگی را به کودکانمان اهدا میکند.
مذهب زجر و نفرت و خداوندی که از خشنودسازی مردم عاجز است. این جمله، مذهب
“سایلنت هیل” را به تمامه به نمایش میگذارد.
مذهب سایلت هیل (silent hill)
برای آنکه نقدی کامل در خصوص بازی سایلنت هیل داشته باشیم لازم است در
ابتدا مذهب و فرقهای که در این بازی استفاده شده است را دریابیم. برای
شناخت کامل از این فرقه، از مقاله تحلیلی “برای داستان بازی تپه خاموش”
نوشته “پیرامید” کمک میگیریم.
به عقیده این گروه، مردم زمانی بسیار رنج میکشیدهاند و قلبشان مملو از
نفرت و کینه بود. سالها مبارزه میکردند، اما مرگی انتظارشان را
نمیکشید. عمری جاودانه داشتهاند، اما با وجود زجر و دردی دائمی، آرزوی
مرگ میکردند. سپس از مردی که ماری به خورشید عرضه داشته و برای رستگاری
دعا میکند و زنی که علفی به خوشید میدهد و برای شادی عبادت میکند،
خدواند به دنیا میآید. خدا (یا موجودی که خدا میانگارند) تصمیم میگیرد
قدم به دنیا بگذارد تا درد و رنج مردم را کاهش دهد. به نوعی قدرت خویش را
از تنفر و زجر مردم میگیرد و بدون این رنجها، قدرت خداوند تمام میشود.
خدا زمان را ساخت و آن را به شب و روز تقسیم کرد. همچنین راه رستگاری را
به مردم نشان داد و امید و شادی را به آنان بخشید و فناناپذیری را از
آنها گرفت. سپس موجوداتی را خلق کرد تا مردم را به پرستش و اطاعت خویش
دعوت کنند؛ خدایان ثانویه و فرشتگان از آن جملهاند. خدایان ثانویه متشکل
از دو خدا هستند: خدای قرمز و خدای زرد. در آینده خدای قرمز در تحلیل بازی
کاربرد خواهد داشت.
خداوند تصمیم میگیرد برای آنکه مردم به سعادت کامل دست یابند و خوشحالی
دائم بیابند، بهشت را خلق کند، اما در نیمه عملیات عمرانی! به این دلیل که
این کار توان بسیاری از خدا گرفت نیروی خدواند پایان یافت. همچنین به این
دلیل که مردم دیگر همچون گذشته غمگین و دردآلود نبودند، قدرت خداوند رو به
نابودی نهاد تا آنکه در نهایت از دنیا رفت، اما در لحظات آخر عمر، وعده
داد که بازگشته و بهشت موعود را تکمیل خواهد کرد.
مردم سرگشته به دنبال راهی برای بازگرداندن خداوند هستند تا بهشت را
برپا کند، اما طی سالیان دراز به این فکر میافتند و میخواهند در عین تلاش
برای بازگرداندن خدا، خود بهشت را دست و پا کنند. به عقیده اعضای این
فرقه، روح قدرتی بسیار زیاد دارد که حتی توان خلق خداوند را نیز دارد؛
بنابراین بهشت را نیز میتواند خلق کند. تنها کافی است تمامی مردم به
اسطورهای واحد ایمان بیاورند و قدرت روحهای گوناگون، با یکدیگر جمع شوند.
اما عملا چنین اتفاقی رخ نخواهد داد، زیرا خالق انسانها هستند و انسانها
نیز هیچگاه کامل نبودهاند تا مخلوقاتشان کامل از آب در آید. نمونه کامل
آن خداوند است که کامل نبود و به مرور زمان از دنیا رفت.
همین عوامل است که سایلنت هیل را دچار مصیبتی بزرگ میکند. عقایدی شیطان
پرستانه و سادیسمی این فرقه را در خود هضم میکند تا جایی که دختر بچهای
معصوم را میسوزانند تا به وسیله پاک کردن شهر، خداوند را بازگردانند.
ادامه ماجرا، داستان فیلم و بازی سایلنت هیل آغاز میشود.