موسیقی مرگ تمدنها
صنعت موسیقی با توجه به تأثیر عمیق و غیر قابل آن در ترویج افکار و عقاید، همواره به عنوان یکی از ابزارهای بالقوه سیستمهای فرهنگی و سیاسی، در کنترل ذهن افراد در جایجای جهان مطرح بوده است؛ امری که مطالعه تاریخ مکتوب و غیر مکتوب بشر نیز بر آن صحه میگذارد. امروزه موسیقی در کنار دیگر شاخههای هنری مانند صنعت سینما و... به یکی از ابزارهای مؤثر در بسط و گسترش اندیشه ها تبدیل شده و مکاتبی چون فراماسونری به نحو غیر قابل انکاری در جهت ترویج افکار خود از آن بهرهبرداری میکنند.
استفاده از موسیقی، مهمترین ابزار فرقههای انحرافی و شیطانی، در جهت تبلیغ عقاید خود و نیز تحت تأثیر قرار دادن جامعه، به خصوص قشر جوان است. این گروهها گاهی خود به عقاید مبتذل و ضد ارزشی خود اذعان کرده و گاهی نیز بدون این ادعا، به تضعیف بنیانهای ارزشی و دینی و تبلیغ افعال شیطانی خویش میپردازند.
به گفته بسیاری از محققان غربی و شرقی، در صنعت موزیک در بسیاری از آهنگها، مفاهیم کاملاً ضد انسانی و غیر اخلاقی از جمله اعتیاد، دزدی، قتل، مسائل جنسی، همجنسبازی، کفر و ناسزاگویی، تقدیس شیطان، توهین به تعالیم پیامبران و ... مطرح میشود که عمدتاً به صورت تبلیغی و تشویقی بیان میشوند.
تکرار مکرر این آهنگها و مفاهیم است که زمینه تغییر تدریجی فرهنگ جوامع را فراهم میآورد و اینچنین میشود که معنویت و مسائل اخلاقی و انسانی، به مدد آهنگهای پرمحتوای خوانندههای دستنشانده شیطان، به مرور زمان از جوامع انسانی رخت بسته و جای خود را به تفکرات دنیاپرستی، ماتریالیستی، اومانیستی و غیر انسانی میدهد و ذره ذره، بشریت را به سوی نابودی سوق میدهد.
صنعت موسیقی با توجه به تأثیر عمیق و غیرقابل انکار آن در ترویج افکار و عقاید، همواره به عنوان یکی از ابزارهای بالقوة دستگاه فراماسونری و ایلومناتی در بردهسازی مردم جهان به سوی خود و اجرای پروژه مونارش و کنترل ذهن افراد در جای جای جهان مطرح بوده است. فراماسونری موفق شده با فرایند هنر پستمدرن در موسیقی پستمدرن و سینمای پستمدرن، زمینههایی را فراهم کند تا بر دورانی که در آن، ترس از مدرنیزم موضوعیت پیدا کرده، حاکم شود.






)) 

شناخت امام زمان عج دشمن شناسي وآگاهي از فرقه هاي نو ظهور